حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
471
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و همچنين : حسن بن محمّد بن بدال « 1 » در سنهء تسعين و مائتين « 2 » ، عقد دستور بست ، بعد از آنك سوكند داد بوجوه « 3 » و صلحا « 4 » ، كه بتعديل او راضىاند . و چنين كويند كه : ميزان خراج كه در آن حيف و ميل و عدول « 5 » نيست ، مساحتست ، با شرآئط و احكام بحسب اقتضآء ازمنه و اوقات . اوّل : مىبايد كه در حمايت ايشان تأمّل « 6 » كنند . بعد از آن در اصلاح ذراع ، و تقويم و تسعير و تنزيل ، بحسب هر زمان و وقتى ، و وضع و بنهادن آنج واجب بود وضعكردن آن ، و يكسانكردن نى ، و بعد از آنك از هر زرعى « 7 » و كشتزارى ، سه قطعهء زمين فراكيرند : نيك و بد و ميانه ، و در ديكر بزنند ، و دو دانك از هر يك فراكيرند ، و از آنجا حظّ و بهرهء برزيكر جذا كنند ، و آنچ باقى بماند به قيمت وقت تسعير « 8 » كنند ، و در خلاصهء حاصل تأمّل كنند ؛ بعد از اخراج « 9 » نفقات ، و جهت ارباب بحقّ رقبهء آن زمين و ملك قسط بيرون كنند ، و آنج محتاج مىشوند در صرف آن در مصالح و مزد امنا و اجرا « 10 » .
--> ( 1 ) . ؟ ( 2 ) . سال 290 هجرى . ( 3 ) . وجوه : جمع « وجه » به معناى صورت و چهره ، كه كنايه از بزرگان شهر است . ( 4 ) . صلحا : جمع صالح يا نيكان . ( 5 ) . عدول : بازگشت از حكم و قرار نخستين . ( 6 ) . تأمل : از ماده « أمل » به معناى مراقبت و مواظبت ، و يا طلب آنها مىباشد . ( 7 ) . در أصل و نسخهء چاپى : ذرعى ، كه خطاست ، و صحيح آن زرع مىباشد به معناى كشت . ( 8 ) . تسعير : برگرفته از ماده ( سعر ) به معناى قيمت و بها . ( 9 ) . در أصل : خراج . ( 10 ) . امنا : جمع أمين ، كسانى بودند كه بر انجام صحيح جمعآورى خراج زمينهاى خراجى نظارت مىكردند ، و مزد آنها از عين اموال خراج پرداخت مىشد ، اجرا : ظاهرا جمع غير قياسى و ناصحيح كارگران اجرتگير روى زمين مىباشد .